
بانوی من ببخش مرا
ببخش برای تمام عیب ها و دردسر های خاص خودم
ببخش به خاطر تمام غرور های مردانه ام و برای خودخواهی های بی خاصیتی که یک هزار هم نمی ارزند
ببخش مرا به خاطر درد هایم که گاهی ناخواسته بر تو نمایان می شوند
ببخش مرا به خاطر دلم . که اول تو را خواست و بعد نتوانست از تو چشم پوشی کند
ببخش مرا به خاطر تمام حرص دادن هایم که آخر کار خنده را بر لبت می نشاند هر چند گاهی ناراحت می شوی
ببخش مرا به خاطر علاقه ام به تو که از همان روز اول برای تو هیچ سودی نداشت
ببخش مرا که گاه و بی گاه مزاحمت هایی بی مانند برایت پیش می آورد
ببخش مرا که دست هایت را دوست دارم
ببخش که دوست دارم گرمی دست هایت را دراین سرمای زمستانه حس کنم و گرم شوم
ببخش مرا که عاشق شنیدن شیرین زبانیهایت هستم
ببخش که من عاشق شنیدن دلگرمی های تو امیدهایت دلخوشی هایت هستم
ببخش مرا که عاشق صدا کردن اسمم توسط تو هستم
ببخش که شنیدن اسمم توسط تو هیجان دهنده و گرمی دهنده است
ببخش مرا که عاشق سلیقه ات هستم
ببخش که سلیقه ام در همه چیز بد است غیر از تو
ببخش که روی تو
روی اسمت
نگاهت
لمس کردنت
روی شهرتت غیرت دارم
ببخش مرا که که بهترین را برای تو می خواهم
ببخش و بدان که من برای تو بهترین نیستم اما سعی می کنم باشم
ببخش مرا که پر از عیبم ببخش مرا به خاطر تمام ضعف هایم
اگر گاهی بی جهت می خندم
ببخش اگر وسط حرف هایت خوابم می برد
ببخش اگر مجبورم در دیدار هایمان دیر کنم
ببخش اگر گاهی میان دوست داشتن تو به خاطر هیچ بار ها می شکنی
ببخش اگر هستم و ببخش اگر نیستم
ببخش که من هیچ چیزی برای باختن جز تو ندارم
و ببخش اگر همین تو را نمی خواهم از دست بدهم .
ببخش که گاهی حرف هایم را درست ادا نمی کنم
ببخش که حرف زدنم حتی به عامیانه نمی خورد
ببخش اگر با عادت های مردم زندگی نکرده ام
ببخش که با همه مثل تو خوب نیستم
ببخش که بار ها ببخشید می گویم اما باز هم دلت را زخم می زنم
اما با همه این ها
بانوی قصه
مرا ببخش که دوستت دارم
نگاهت را
نامت را
نفس هایت را
مرا ببخش

برچسب: بانو مرا ببخش,
نویسنده: حامد صالحپور