اولش انگار نه انگار! بعد جدایی را میگویم، همه چیز خوب است میگویی گور بابای عشق، زندگی خودم را عشق است، تنها باش و لذت ببر دنیارا عشق است اما فقط میگویی! چند روزی نمیگذرد که چک کردن هایت شروع میشود عکس هایتان را، پیام هایتان و تا اینکه به چک کردن آخرین بازیدش میرسی داغ بودی اول! حواست نبود، که دنیایت بدون او تا چه اندازه سرد و خالی میشود مدام میروی سراغ گوشی چک میکنی، نکند پیامی بدهد، نکند زنگی زده باشد نکند، نکند، نکند، و وای از این ها که فقط تورا هاج و واج میگذارند پیام هارا از اول مرور میکنی غرق خاطرات میشوی و در فکر فرو میروی؛ که چه شد آن همه احساسات آن همه دوستت دارم ها و قول و قرار ها به راستی چه شد که به اینجا رسیدیم؟! حالا دیگر شب ها بخیر نمیشود وقتی شب بخیری نشنوی و روزها را به عشق چه کسی از خواب بیدار شوی؟ میدانی چیست؟! جدایی نه ظاهر خوبی دارد و نه باطن خوبی و حتی اولش هم آسان نیست تلخ تلخ است شروع، وسط و پایانش درد دارد جانت را آتش میزند حیف است شیرینی باهم بودن را بگیریم و این تلخی را به جان بخریم بخاطر چه؟! غروری که زیر پا له نشد و مقابل عشق قد علم کرد؟! آیندگان به این موقعیت نشناسی ما نمیخندند؟ غرورت را داشته باش به موقع و به موقع هم عاشق باش مفت از دست نده،چیزی را که مفت بدست نیاورده ای که حسرتش بد جور دیوانه ات میکند همین! #حسن_علینژاد پی نوشت: #محرم_آمد#پاییز_آمد#کاش_تو_هم_بیایی