تو را دوست دارم ... مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمك ، مثل اينكه بيدار شوی با سوز و تب در نيمه شب و بچسبانی لب خود را به شير آب خوردن ! مثل باز كردن يك بستهی بزرگ كه ندانی چيست ، با اضطراب ، با شادی با شبهه ... تو را دوست دارم ، مثل گذر از روی دريا با هواپيما برای اولين بار ، مثل اينكه دلم را چيزی مور مور كند ... تو را دوست دارم ... مثل گفتنِ جملهی " زندهايم شكر ! "